آب و هوای فارس عجب سفله پرور است

محمود مرادی لینکی را در پای مطلب قبلی گذاشته بود که وقتی دیدم هم احساس حماقت کردم از بودن چنین اساتیدی، هم احساس رضایت(آره حقیقتا) از اینکه در مملکتی هستیم که هرچند اقتصاددان ندارد، اما دلقک بسیار دارد. هرچند متاسفم بابت این سخنان اما ضروری است، ضروری است، ضروری است. (بتهوون را که فراموش نکرده اید!)

این آدم باب دستِ پویان مشایخ است تا حالش را جا بیاورد!

گزیده ای از سخنان درخشان ایشان:

“استاد دانشگاه الزهرا با بيان اينکه نرخ ذخيره قانوني مي تواند بدون نگراني از تورم به صفر برسد ادامه داد: هيچ چيزي قوي تر از پشتوانه فکر و توانائي مردم نيست و وقتي همه چيز براي اجراي يک طرح اقتصادي توجيه دار فراهم است، چرا بانک مرکزي را شش قفله کنيم.
وي با انتقاد از عملکرد رييس
بانک مرکزي گفت: علت شش قفله کردن بانک مرکزي جهل برخي از افراد است در حالي که بايد درهاي بانك مرکزي را باز گذاشت و به هر ميزان مورد نياز پول چاپ کرد.
وي گفت: هنوز پس از 30 سال هيچ طرح جامع و مانع براي اقتصاد کشور نداريم
.
….. خاطرنشان کرد: اگر
نظام بانکي مشخصي داشته باشيم، رييس بانک مرکزي جلوتر از وزير حرکت نکرده و مرتباً با نرخ بهره ها بازي نمي کند!
وي افزود: تا زماني که پول به صورت يک متغير درون زا نباشد، معضلات نظام سرمايه داري همچنان باقي مي ماند”

اگر علاقه ای دارید؛ لینک اینجاست.

(4) دیدگاه

اندر باب گرایش های رشته اقتصاد

یک) بعلت حجم ایمیل های درخواستی برای معرفی دانشکده های اقتصاد و همچنین گرایش های اقتصاد(با توجه به اعلام شدن نتایج ارشد و رسیدن موسم تعیین و انتخاب رشته ارشد)، و بدان دلیل که متاسفانه نمی توانم به همه پاسخ دهم، دوستانی که مایل اند راجع به دانشکده های اقتصاد واقع در تهران بدانند، می توانند این پست را مشاهده کنند.

دو) همچنین در مورد گرایش های اقتصاد باید چند نکته را بگویم که در آن پست نیامده است:
اول آنکه گرایش ها در تمام دانشگاه ها، تقریبا یکسان هستند، و برخی دانشگاه ها ممکن است گرایشی همانند برنامه ریزی یا مثلا تجارت الکترونیک را داشته باشند و بقیه نداشته باشند.
دوم؛ آنچه در گرایش های مختلف، تفاوت ایجاد می کند، اسم گرایش نیست، بلکه دانشگاه است. بنابراین فریب نام های زیبا را نخورید! همه (بجز تجارت الکترونیک و اقتصاد انرژی) تقریبا یک محتوا دارند، و تفاوت غالبا تنها بر سر دو درس یا شش واحد است.
سوم، تجارت الکترونیک گرایشی است است که هرچه هست، اقتصاد نیست. در این رشته شما از مدیریت بیشتر از اقتصاد می خوانید. همچنین این گرایش اولین بار در دنیا در ایران ایجاد شده و در هیچ کجای جهان وجود ندارد! بنابراین اگر می خواهید اقتصاد نخوانید به گرایش اقتصاد و تجارت الکترونیک بیایید. گرایش اقتصاد انرژی هم فکر می کنم حدود 15 واحد(دقیق نیست) بیش از سایر گرایش های دارد و بچه های انرژی معمولا سه ساله می شوند.

سایر گرایش ها همانند اقتصاد محیط زیست، اقتصاد محض، اقتصاد توسعه، تفاوت چندانی با یکدیگر ندارند ولی دست دانشجویان محض از مابقی دانشجویان در انتخاب واحدهای اختیاری بازتر است.

سه) برای دوستانی که می خواهند برای دکتری خارج از کشور اقدام کنند، دانشگاه تهران به علت امکان کسب معدل بالا(بدون نیاز به درس خواندن)، و دانشگاه شریف به علت گذراندن ریاضیات گسترده و بسیار، از بقیه دانشگاه ها مطلوبتر هستند. برای کسانی هم که می خواهند اقتصاد بخوانند، و می خواهند بروند خارج از کشور برای ادامه تحصیل ، شریف بهترین جاست.(بی تعارف)

(13) دیدگاه

دولت رانتیر و اقتصاد

امروز یک مقاله در روزنامه سرمایه دارم با عنوان دولت رانتیر و اقتصاد(+) که بخش هایی از آن حذف شده است. در ادامه مطلب، مقاله “دولت رانتیر و اقتصاد” را که به بحث رانت و توزیع و پیدایش آن و همچنین نقش دولت ها در این میان می پردازد را می آورم.

ادامه مطلب »

(3) دیدگاه

بهترین جمله ای که امروز خواندم واضافات

1- بهترین جمله ای که امروز در حال مرور دست نوشته های قدیمی ام، خواندم، این جمله از سیدجواد طباطبایی بود که البته ماخذ آن را یادداشت نکرده بودم:

” ما البته‌ چون‌ تاریخ‌ نمی‌دانیم، اغلب‌، دراین‌ توهم‌ كه‌ لوتر یا افرسموس‌ زمان‌ هستیم‌، تاریخ ‌دیگران‌ را تكرار می‌كنیم‌، بویژه‌ اشتباه‌های‌ آنان‌ را!”

کتاب های سیدجواد خصوصا سه گانه ای که نام انحطاط گرفته است(مکتب تبریز، انحطاط، حاکمیت قانون) را باید حتما خواند. چه از باب موافق چه از باب مخالف.

2- مصاحبه های خوب دکتر نیلی در یکشنبه هفته پیش و این هفته را حتما در سرمایه ببینید. با عنوان پایان روشنفکری در اینجا و اینجا . (برای درست دیدن متن، به روی آیکون پاکت نامه در سمت چپ هر مطلب، کلیک کنید.)

نیلی در این مصاحبه به خوبی و زیبایی زیر آب روشنفکر و جریان روشنفکری را می زند.

دیدگاه‌ها

وقاحت و حماقت هم داستان شده اند

زشت ترین و مضحک ترین و مسخره ترین جمله ای که در این هفته شنیدم، از زبان وزیر فرهنگ و ارشاد بود که در رادیو در روز دوشنبه بیست و سه اردیبهشت و در دفاع از کتاب خوانی ایرانی ها و رد این سخن که ایرانی ها در روز بیش از2 دقیقه کتاب می خوانند، و تیراژ کتاب نشان از ساعات کتاب خوانی ندارد، می گفت:

” کتاب در کشورهای خارجی یک کالای مصرفی است، که مردم یکبار می خوانندش و می اندازند کنار، اما در کشور ما کتاب یک کالای سرمایه ای است که مردم آن را نگاه می دارند، آن را همانند یک شی گرانبها حفظ می کنند و بارها از آن استفاده می کنند، نه اینکه تا کتاب را خواندند رهایش کنند!!!”

این جمله آنقدر وقاحت دارد که جایی برای شکایت باقی نمی گذارد…. آری شما را به خیر و ما را به سلامت.

—————–

وبلاگ نویسان انگلیسی زبان، خصوصا در وبلاگ های تخصصی تر، رسمی دارند که طی آن هر چند روز یک بار، یا هر چند هفته، بهترین جمله ای را که خوانده اند، به عنوان یک پست با این عنوان “بهترین جمله ای که امروز خوانده ام” منتشر می کنند.

در همین راستا محمدرضا فرهادی هم چند وقتی است که این کار را انجام می دهد و من هم قصد دارم این کار را بکنم. چرا که به اشتراک گذاشتن زیبایی است و می تواند به عنوان معرفی یک کتاب یا مقاله هم باشد.

بهرحال بهترین جمله ای که امروز من خواندم، از نیچه بود، هنگامی که در کتابخانه با نگاهی به کتاب ها، غروب بتها را دوباره در آوردم و باز کردم و خواندم و تورق کردم و این جمله چه بجای بود و چه زیبنده که:

“بی نظران، هم زبان باز می کنند.-{برای ما هیچ چیز آسان تر از خردمندی و شکیبایی و بلندنظری نیست. گذشت و دل سوزی از ساپامان می بارد و گندِ کارِ انصاف امان دیگر در آمده است، زیرا ریاکاری ای نیست که چشم نپوشیم و نبخشیم}”

اما سنت دیگری نیز من به این سنت می خواهم اضافه کنم. چرا که زشتی در جامعه ما به شدت زیبایی را مغلوب کرده است و فاتح بلامنازع است. و از گوشه و کنار از روزنامه ها، از دهان ها، از کتاب ها و … می توان براحتی(که هیچ بالاجبار) آن را دید و شنید و آزار دید. بهرحال، باید زشتی های اطرافمان را بشناسیم و شاید هم بخواهیم با شناختن اشان از آزارشان بکاهیم.

(6) دیدگاه

از هرمان هوپه، سرمایه و سرمایه اجتماعی!

1- مقاله هرمان هوپه(از فیلسوفان آنارشیست آلمانی و همچنین از اقتصاددانان مطرح اقتصاد اتریشی) در نقد روشنفکری و دولت را با ترجمه حنایی کاشانی از وبلاگ ایشان بخوانید(+). همچنین سایت هرمان هوپه که کارهایش در آن به نمایش گذاشته شده را نیز می توانید در اینجا ببینید. از این پس مقالات بیشتری از او به فارسی خواهید دید.

2- روزنامه سرمایه در حال گذراندن یک تحول بزرگ است. در روزهای آتی سرمایه را با منش و جهت گیری جدیدی خواهید دید. عجالتا صفحه اندیشه اقتصادی این روزنامه در روزهای یکشنبه و سه شنبه را از این پس بخوانید.

3- مقاله سرمایه اجتماعی و توسعه اقتصادی من در روزنامه سرمایه امروز چاپ شده(+)، به نظر می رسد تحلیل های عجیب و غریبی که از سرمایه اجتماعی داده می شود، نشان از این دارد که این مفهوم در ایران ناشناخته باقی مانده است. از همین روی با کمی عجله این مقاله را نوشتم که بدین جهت شاید برخی قسمت ها باید بیشتر ویراسته می شد. بهرحال کل مقاله را در ادامه مطلب می آورم.

ادامه مطلب »

دیدگاه‌ها

کتاب های پیشنهادی برای امسال

من در خصوص نمایشگاه ها (چه کتاب، چه غیر از آن؛ از شما چه پنهان، کتاب از همه بدتر) چیزی نمی توانم بنویسم. چرا که اصولا با نمایشگاه و رفتن و شلوغی های اینچنینی مشکل دارم و بیشتر اذیت می شوم. همچنین با این ذهنیت، تصور می کنم که نمایشگاه جایگاهی برای کتاب خوانان نیست. کتاب خوان، در طول سال، کتاب خود را می خرد، می خواند و احتمالا یادداشتی بر می دارد و انتقادی می نویسد و …. اما خرید کتاب های فروان از نمایشگاه، که با رویکردی عادت گونه و شاید مرض گونه انجام می شود، بیشتر برای ارضا ذهنی نسبت به ادای دین به خویشتن است تا لذت بردن یا عرق ریختن پای کتاب. {البته برداشت نهایی این خواهد بود که شاید کتاب خوانان، یکی، دو کتاب از نمایشگاه بخرند!}

در ادامه می خواهم کتاب های فارسی که قصد دارم در سال جدید بخرم، و یا کتاب هایی که بنظرم ارزش خواندن دارند و یا مهم هستند(حال خوانده ام یا نخوانده ام)، را معرفی کنم.

  • اقتصادی، اجتماعی:

1- اقتصاد، علم انگیزه ها/ لویت/ حتما می خوانم (توصیه می کنم)

2- اقتصاد ناهنجاری های پنهان اجتماعی/ لویت/ حتما…

3- نظریه حکومت قانون در ایران، ديباچه اى بر نظريه انحطاط ايران، زوال انديشه سياسى در ايران/ همگی از جواد طباطبایی/ باید خواند. (این هم خلاصه ای از کارهای جواد طباطبایی)

4- مبانی اقتصاد بهداشت و درمان (با بازنگری و افزوده ها(/ آصف زاده/ کتاب خیلی خوبی نیست(در مورد چاپ قدیم ترش می گویم) اما برای کسانی که در زمینه اقتصاد بهداشت می خواهند بدانند، تنها منبع فارسی است.(البته بغیر از جزوه ترجمه شده دکتر مهرآرا!)

5- مباحثی در اقتصاد شهری/ این هم، کتاب خوبی نیست. اما تنها کتاب فارسی در این زمینه است. جای خالی اقتصاددانان شهری در ایران به شدت احساس می شود.

6- الگوی توسعه اقتصادی چین: بررسی روند گذار از اقتصاد متمرکز به اقتصاد آزاد/ نام کتاب فریبنده است اما این که چطور کتابی است، هنوز نمی دانم.

  • فلسفه:

طرح نو یکسری کتابهایی از فیلسوفان با ترجمه خشایار دیهیمی چاپ کرده است که از هابز تا رالز و آرنت را شامل می شود(خب بیشتر شاید به سمت فلسفه سیاسی تورش دارد)

اما بعد:

1- پراگماتیسم/ جیمز/ بالاخره چاپ جدید شد/ باید دوباره خواند.

2- درباره ی رنگ ها/ ویتگنشتاین/ لذت خواندن را تجربه می کنیم.

3- سرچشمه های دانایی و نادانی/ پوپر/ حتما می خوانم.

4- تاملات دکارتی: مقدمه ای بر پدیده شناسی/ هوسرل/ مطمئنا نخواهم توانست کامل بخوانم. ولی از کتاب هایی است که اگر بخوانید باید برای خواندن عرق بریزید. آن هم با ترجمه خوب دکتر رشیدیان

5- فلسفه و امید اجتماعی/ رورتی/ عالی است/ هنوز نخریده ام، صرفا یک مقاله اش را دیده ام که بسیار خوب بود.

6- اسطوره چارچوب: در دفاع از علم و عقلانیت/ پوپر/ باید پوپر را از ماخذ خواند و دوباره شناخت.

7- هستی و زمان/ هایدگر/ از کتاب های دوران پیری است، شک ندارم حداقل برای خودم.

  • روانکاوی:

1- مبانی روان کاوی فروید – لکان/ موللی/ حتما…

2- رویاها: سخنرانی هایی در معرفی روان کاوی/ فروید/ برای شروع نسبتا بد نیست.

3- واژگان لکان/ موللی/ می توانید پی دی اف آن را هم در اینترنت بیابید.

  • رمان و داستان:

1- هویت، بار هستی، جاودانگی، شوخی(نسخه کامل البته)،آهستگی/ همگی از کوندرا/ هرکدام جهانی است، که برخی را پیموده ایم و برخی دیگر را می پیماییم.

2- برادران کارامازوف، جنایت و مکافات، قمار باز و ابله/ همگی از داستایوسکی که همانند کوندرا این دو ساله از آنها لذت می برم و می خوانم اشان.

  • غیره:

1- مکتب در فرایند تکامل/ مدرسی طباطبایی/ برای شناخت جریان های تاریخی شیعه نیاز است.

2- در جست و جوی امر قدسی/ سید حسین نصر/ تعریفش را شنیده ایم؛ بسیار/ گویا از کتاب های باید دار است.

3- درآمدی به منطق جدید/ ضیا موحد/ لازم است، هرچند نمی دانم که کتاب چطور است.

این هم پیشنهادات فرهادی پور از نمایشگاه است.

(11) دیدگاه

سریع القلم و اقتصاد آزاد

امروز با تاخیر کتاب جدید(+) دکتر سریع القلم را دیدم. خیلی مسرور شدم که دکتر سریع القلم نیز به این وادی گام گذارده و پذیرفته که ساختار اقتصادی(بعنوان یک ساختار مالکیت) و منابع درآمدی مردم، اثری بی بدیل و مهم در فرهنگ می گذارد، خصوصا اگر بدنبال توسعه هستیم، مسیر آن از اقتصاد می گذارد. ایشان بطور خلاصه، حرکت در جهت اقتصاد آزاد را به عنوان استراتژی حرکت به سوی توسعه معرفی می کند.(البته به قول دوستمان، اینها باید 8 سال پیش این حرف ها را می زدند تا جنبش اصلاحات اینقدر هزینه های گزاف بر جامعه تحمیل نکند. اما چه کنیم که از کرامات شیخ ما اینست دیگر!)

ایشان بدرستی اشاره کرده است که تا هنگامی که بخش خصوصی مستقل از دولت وجود نداشته باشد، امکان شکل گیری توسعه فرهنگی و امکان بوجود آمدن انتخاب های جدید که فحوای توسعه است، وجود ندارد.

به نظرم این کتاب دکتر سریع القلم، یک پیشرفت در زندگی کاری و آکادمیک ایشان است. چرا که مثلا اگر این کتاب را با کتاب قبلی ایشان که من خوانده ام(یعنی عقلانیت و توسعه) اگر مقایسه کنید، واقعا پرش ذهنی خوب و شگرفی در ایشان روی داده است که بسیار مطلوب است. من کتاب عقلانیت و توسعه را که خواندم کلی ناامید شدم و احساس می کردم که این اندیشمندان علوم سیاسی، بدرستی نمی توانند قضایا را تحلیل کنند.

بهرحال هنوز هم البته به نظرم مشکلاتی در کتاب وجود دارد و در برخی بخش ها دچار تناقض است. بطوری که بنظر می رسد که نویسنده به جمع آوری یکسری مطالب دست زده اما ذهن خودش هنوز آماده و پذیرای مطالب نشده است. بنوعی که هنوز هم حرف های کلیشه ای (و شاید درست) کتاب عقلانیت و توسعه تکرار می شود اما یک حرف اضافی تر دارد این کتاب که همانا توجه به توسعه اقتصادی است.

اگر کتاب را ندیده اید، می توانید با نگاهی به این مصاحبه، تفکر عمده حاکم بر کتاب را درک کنید.

دو نکته در مورد این مصاحبه: ایشان در جایی می گوید که موفق شدن کسی مثل ماهاتیر محمد در مالزی و موفق نشدن امیرکبیر در ایران ناشی از شانس مالزیایی ها بوده است. من نمی توانم این را بپذیرم و بنظرم حداقل باید گفت که ناشی از چیزهایی است که ما هنوز چیزی از آنها نمی دانیم. بنظر من جامعه ایران خیلی پیچیده تر از جامعه مالزی است.(به زودی مطلب کامل تری در این خصوص و اینکه چرا مالزی رشد کرد و ما درجا زدیم می نویسم)

ایشان در این مصاحبه در پاسخ به سوال خوب مصاحبه کننده در خصوص اینکه ” را در ایران کسی مثل ماهاتیر محمد موفق نمی شود اما در مالزی موفق می شود؟” بنوعی به همان گویی می افتد و می گوید: ” اسخ کوتاه من این است که ما ایرانی ها به دلایل پیچیده انباشته شده تاریخی با توانایی های همدیگر بسیار مشکل داریم، … برای همین در لایه های پیچیده شخصیت ما یکسان سازی خیلی قوی تر است. ما دوست داریم همه را یکسان ببینیم. دوست نداریم آدم ها را متفاوت ببینیم. پوپولیسم در فرهنگ ایرانی خمیرمایه های عمیق تاریخی دارد.

من هرچند این سخن را رد نمی کنم، اما به نظرم پاسخ به سوال پیش گفته نیست. و باز هم می توان سوال را براحتی ادامه داد که “چرا ما ایرانی ها دوست داریم آدم ها را یکسان ببینیم؟!” یا آیا این خصلت ایرانی هاست؟!
در پاسخ چند نکته را باید عرض کنم:

1- این اولین بار نیست که چنین خصیصه ای به ایرانی ها نسبت داده شده است. شما در آثار متقدمین هم از جمله در آثار برخی در زمانه مشروطه و بعد از آن به کرات آن را مشاهده می کنید، در فیلم های تاریخی می بینید و در داستان های تاریخی می خوانید، اما این خصلت، مختص ایرانی ها نیست.

2- در حمایت از این مدعا، می توان به مارکس ارجاع داد؛ مارکس در نوشته های خود راجع به استبداد شرقی و شیوه تولید آسیایی، جوامع شرقی را جوامعی بسیار “برابر طلب” خوانده است. و سرشت این جوامع را بسیار برابری خواهانه دانسته است. که البته بعدها هم این مدعا توسط بسیاری دیگر تکرار شده است.

3- در چرایی این برابری طلبی، همایون کاتوزیان(در این کتاب) با ذکاوت اشاره می کند که به هرحال مردم ایران همگی(از وزیر اعظم تا رعیت) در برابر قدرت عریان پادشاه، برابر بودند! به این معنا که جان و مال وزیر اعظم درست به همان سادگی در معرض دست درازی های شدید شاه بود که جان و مال بزرگان زیر دست وزیر اعظم و جان و مال مردم در معرض دست درازی های این بزرگان! او به این ترتیب می گوید که هم مقتدرترین و هم فرودست ترین افراد بدرستی می دانستند که همه چیز امکان پذیر است. درست همان گونه که امکان داشت که جان و مال صدر اعظم از او گرفته شود، امکان داشت که فرودست ترین دهاتی زاده به دلخواه شاه به صدر اعظمی برسد.

این ریشه شناسی به نظر من ریشه شناسی دقیق و صحیحی است. و این کاری است که اندیشمندانی که در تاریخ ایران جستار می کنند، باید انجام دهند. ارنه جمع و جور کردن و ردیف کردن یکسری خصوصیات توصیفی از رفتار ایرانیان که هنر نمی خواهد حتی حسن نراقی نویسنده کتاب جامعه شناسی خودمانی هم می تواند! .

به زودی بیشتر در این مورد می نویسم.

پس نوشت: وبلاگ نگاه آزاد که یکی از دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی آن را می نویسد، به تازگی راه افتاده و به تیم وردپرس اضافه شده است. بحث خوبی در پست های آخر این وبلاگ درگرفته که خالی از لطف نیست.

(4) دیدگاه

محمدرضا گلزار و دو هورا برای داوود رشیدی

فیاض خواسته است (نوشته خود فیاض در این مورد را بخوانید) که درباره اظهار نظر شاهکار جناب آقای داوود رشیدی چیزی بنویسم. با اینکه سرم بسیار شلوغ بود، دیدیم نمی شود ننوشت(البته از آن جایی که این اظهار نظرش واقعا شاهکار است) بهرحال، این چند نکته به نظرم آمد و نوشتم:

این اصل سخن رشیدی است که مورد انتقاد است:

رئیس انجمن بازیگران سینمای ایران در گفتگو با فارس درمورد شایعات منتشره درخصوص طرح دستمزد 70 میلیون تومانی یك بازیگر برای یك پروژه ، گفت: اگر بالابردن دستمزد این بازیگر با این رقم صحت داشته باشد، باید بگویم این بازیگر خیلی دور برداشته و كارش غلط است.” (+)

همچنین ایشان در یک شاهکار دیگر، نه تنها بر طرح طبقه بندی دستمزدها که توسط سازمان صدا و سیما می خواهد اجرا شود، خرده نگرفته بلکه این را مهم دانسته اند که کارشناسان این کار را انجام دهند!!

1- واقعا شاهکار است، دارم فکر می کنم چه می توان به اینگونه اظهارات آب-دوغی گفت و چگونه می توان پنبه آنها را زد، اما اینقدر این گونه اظهارات از اساس، بی بنیاد و بی محتوا هستند که بجای استدلال کردن در برابر آنها باید خندید… در دنیا اکنون نسبت به وجود حداقل دستمزد هم بحث و جدل می شود که چرا باید وجود داشته باشد و بحث هایی از این دست، اما در این مملکت هنوز که هنوز است به ذهن ها به شدت متصلب و دولتی و مرکزگراست به گونه ای که آقایان از طرح های ساماندهی و طبقه بندی دستمزدها صحبت می کنند و از دستمزدهای زیاد انتقاد می کنند!!!

2- در ابتدا روشن کنم که من نه از تیپ گلزار خوشم می آید و نه حتی او را بازیگر می دانم! (این از بحث ارزشی) اما در این جا از این کار او دفاع می کنم، و از رشیدی انتقاد، چون کار او را درست و کار رشیدی را نادرست می دانم.

3- اول ایشان باید توضیح دهند که کار غلط یعنی چی؟ (یعنی به لحاظ ارزشی کار نادرستی انجام داده است و یکسری از قواعد ارزشی را زیر پا گذاشته است؟؟ یا نه به لحاظ منطقی غلط است؟ یعنی مثلا اگر شما خانه خود را به هر دلیلی توانستی20 میلیون تومان بیشتر نسبت به خانه همسایه که اصلا فرض کنیم شرایط تقریبا مشابهی هم دارند، (با توجه به رضایت خریدار و سایر شروط ) به فروش برسانی کار غلطی انجام داده ای؟؟! ) دوم اینکه اگر هرکس کار غلطی بکند، به شما مربوط می شود؟ سوم هم اینکه کار شما غلط است جناب آقای داوود رشیدی که در امری اظهار نظر کرده ای که به شما ارتباط ندارد بلکه صرفا به دو طرف قرارداد مربوط می شود.

4- این که این بازیگر(گلزار) “خیلی دور برداشته”، یا برنداشته مهم نیست، مهم اینست که این بازیگر با توجه به ارزش تجاری که دارد، پیشنهادی به کارگردان یا تهیه کننده داده که وی هم با انجام محاسبات اقتصادی به این نتیجه رسیده است که ارزش تجاری وجود گلزار برای فیلمش، بیش از این مقدار است. همین… نه کسی محدودیتی تعیین کرده و نه کسی کارگردان را اجبار به کار گیری او کرده است. دو نفر عاقل و بالغ با هم قراردادی بسته اند که حاصلش برای هر دو منفعت بوده است (یا نبوده است) و این به هیچکس دیگری ربط پیدا نمی کند. حال این شخص می خواهد رییس جمهور باشد، می خواهد رییس انجمن و یا اتحادیه فلان و بهمان باشد.

5- پس بازیگران عزیز بجای آنکه بیایید از اینگونه اظهارنظرهایی بکنید که فقط پای دولت را بیشتر به عرصه سینما باز می کند(بیشتر سینما را تخریب می کند) به این فکر باشید که چگونه می توان دستمزدهایی مثل گلزار طلب کرد. راستی فکر می کنید اگر آقای رشیدی فکر می کرد که چند صد میلیون برای فیلمی ارزش افزوده ایجاد می کند، تقاضای 70 میلیون تومان نمی کرد و می گفت این کار غلطی است!! راستی اگر جای آقای رشیدی و گلزار با هم عوض می شد، باز هم آقای رشیدی به دستمزدهای بالا معترض بود. اینجا فقط بحث تفاوت جایگاه و منافع مطرح است. آقای رشیدی از گلزار انتقاد می کند، چون ذهن بسته و دولتی دارد و یاد نگرفته است قواعد بازی را رعایت کند.( قواعدی همچون توجه به نظر مشتری، پذیرفتن پیری و بی اعتنایی مردم و عدم توانایی رقابت با بازیگران محبوب نسل جوان و چیزهایی از این شکل را) بنابراین ساده ترین راه را انتخاب می کند و می گوید:”آقا خیلی کار غلطی است، نباید چنین باشد، سینمای ما قابلیتش را ندارد و …” کسی نیست بگوید آقای محترم شما که سینما نیستی!! سینما اگر قابلیتش را نداشته باشد این مقدار به گلزار پرداخت نمی کند، شما لطفا برای سینما دلشوره نگیر. (پس یک هورا برای داوود رشیدی)

6- جالب می شود آقای رشیدی راجع به دستمزدهای بازیگران درجه اول سینمای دنیا هم اظهار نظر کنند! چرا که آنها چند صد برابر این مقدار دستمزد می گیرند(مگر شما چی اتان! از آنها کمتر است آقای رشیدی!!) نه اصلا می توان کل اقتصاد را به این شکل اداره کرد، و درآمد همه صنوف را طبقه بندی کرد! با عدالت دولت فعلی هم جور در می آید… هورررا

7- در ضمن بصورت کلان نگر هم اگر به قضیه نگاه کنیم؛ اگر گلزار دستمزدی طلب کرده باشد، که بازدهی کافی برای تهیه کننده به بار نیاورده باشد، آن تهیه کننده و هر تهیه کننده دیگری، ضرر می کند و باید رفتار خود را تغییر دهد مگرنه ورشکست می شود. اگر هم به اندازه کافی سود برده باشد، دستمزد گلزار در بازار در همان سطح یا بالاتر تثبیت می شود. در هر دو صورت، گلزار تابع بازار خواهد بود و مجبور خواهد بود که در صورت ضرر کارفرما به این علت که کسی سراغ او نمی آید(خیلی گران است و قیمت پرت می دهد) قیمتش را پایین بیاورد، اگر هم کارفرما سود خوبی برده باشد، معلوم می شود که قیمت گلزار در همین حدود است. پس اینقدر دنبال باز کردن پای دولت و امر و نهی نباشید جناب آقای رشیدی.

(8) دیدگاه

پراکنده های نظریه بازیها، نفت و پسرک حکیم!

1- کلاسهای دانشگاه شریف در موضوع نظریه بازی امسال هم برگزار می شود. مدرس این دوره پرفسور FERENC SZIDAROVSZKY از دانشگاه آریزونا است. این کلاس ها از یکم تا یازدهم خرداد در محل دانشکده مدیریت و اقتصاد شریف برگزار می شود. علاقمندان می توانند در اینجا جزئیات را ملاحظه کنند.

2- این مطلب الف( که نقل قول از اوپک است)، در مورد بیشتر بودن درآمد کشورهای وارد کننده نفت از محل مالیات بر نفت، نسبت به کل درآمدهای نفتی کشورهای صادرکننده نفت، خیلی جالب بود(+) و نشان می دهد که آنها چقدر از نفت درست استفاده می کنند.(به عنوان کالایی که اکسترنالیتی منفی دارد، و باید بر آن مالیات بسته شود)

3- راستی؛ دیروز در مسیر “سامانه اتوبوس های تندرو”(بی آر تی خودمان) پسرکی که به همراه من در بیرون از اتوبوس مانده بود و سعی می کرد بالا برود و نمی شد و ما به او لبخند می زدیم. چنان که هنوز پشت لبش تازه در حال سبز شدن بود، با حالتی کاملا حق به جانب و از جایگاهی رفیع، با سری برافراشته و بادی در غبغب در حالی که از اتوبوس به بیرون پرتش می کردند، جمله حکیمانه ای گفت که هنوز در خاطر مانده است: “باید از ظرفیت اتوبوس تمام استفاده مورد نیاز بشود؛ نباید گذاشت جایی خالی بماند” این تصویر را داشته باشید که اتوبوس از انبوه خلق مسلمان در حال ترکیدن بود. {برای جلوگیری از شائبه های سیاسی، بگویم که این نکته مرا به یاد هیچ دکتری در عرصه سیاست کشور نیانداخت که اظهارتش به همین اندازه، شاید هم بیشتر حکیمانه است.}

4- اظهارات دانش جعفری در مورد اقتصاد، رفتار رئیس جمهور و امثالهم که در مراسم تودیع گفته شده( و ظاهرا با اشک هم بغض هم همراه بوده است)، خواندنی است؛ بهترین سخنانی است که ایشان در مدت دو سال و اندی وزارت زده است.(+)
واکنش تند احمدی نژاد به او هم خواندنی است که خود را معیار و آیینه تمام قد عدالت می بینید.(+)
کسی نیست بگوید که باغبانا ز خزان بیخبرت می بینم، وای از آن روز که بادت گل رعنا ببرد ( احتمالا به این دلیل که برای باغبانا وجه تسمیه ای پیدا نکرده اند!)

دیدگاه‌ها

« داده های پیشین